چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود ... اما ... چرا سرم شد اینقدر ؟ نکند از هوای اینجاست ؟ بی خیال ... خبری نیست . دلتنگی م یکطرفه است . کسی سراغ مان را نگرفته انگار . شایذ حالا وقتش باشد که بنویسم : " برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس ... برو آنجا که ترا منتظرند ... "
ولی کجا ؟ مگر نه اینکه آسمان هرکجا ، همین یکرنگ بی رنگ است ؟
این* آرزوهای ویکتور هوگو را داشته باشید تا وقتی دیگر ...
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد
و اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد
و پس از تنهاییت، نفرت از کسی نیابی .
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دستکم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد
که دستکم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت،
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است،
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند
و با کاربردِ درست صبوری ات، برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمایی اصرار نورزی
و اگرپیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم سگی را نوازش کنی،
به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک سهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد .
چرا که به این طریق
احساس زیبایی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خرد بوده باشد
و با روییدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
به علاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای این که سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی: این مال من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است.
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید یا پس فردا شادمان،
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همه اینها که گفتم فراهم شد،
دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم.
* : از طریق همواره .
بعد نوشت : ۳۰ثانیه از پابلیش پستم نگذشته که یک کامنت گذاشته شده ... از جنس همین ها که " وبلاگ جالبی داری به من هم سر بزن
" ... جالب اینکه کامنت امروز که تبریک هم گفته بود و کلی به نوشته هایمان افتخار کرده بود ... و در کمال خوشحالی اصرار کرده بود که "حتما نظر بده و در نظرسنجی هم شرکت کن " ! احیانا اسم این حرکت ( که به منزله ماراتن روی اعصاب من است ) را باید گذاشت بازاریابی کامنت.... ای بابا . "نوشته خوب ، خواننده اش را پیدا می کند " باور کنید ... کاش بلاگفا این اصل را به کاربرانش بیاموزد ...
