* نوشتنم می آید و با خودم منولوگ دارم :
*:یکی نیست بگوید دختر ، این sizif.blogfa.com ، چه دارد که دلت برایش یک ذره شده بود ؟
*:هیچی ی ی ی هم که نداشته باشد سه سال و اندی ، مامن خاطره های خوش و ناخوش ات بوده و با غرغرها و بداخلاقی ها و چرخش های ناگهانی و لجبازی هایت ، مدارا کرده ...
------------
۱- بعضی ها برای بعضی کارها ساخته نشده اند یا بعضی کارها برای بعضی ها ساخته نشده اند ، تو هم مثل همان بعضی ها ... حالا هی بگو چرا چنین نشدم و چنان شدم و از کارهای کرده و ناکرده ، فلسفه بافی کن . بعضی ها همین شکلی اند و جور دیگری نمی توانند باشند . توهم یکی از همان ها.
۲- از ما بهتران ، دم از شور وشوق و حال و هوای انتخابات می زنند و ما هرچه از روزهای انتخابات یادمان می آید نگرانی بوده و حرص و جوش و فرافکنی و تخریب و ترس و ناگزیری ... همه ی آن جیغ هایی که با زنگ و پی . ام و اس ام اس ، سر هم می کشیم گواهند.
۳- این یکی را نمی توانم نگویم ... نمی دانم اینکه نزدیک انتخابات همه فعال و نظریه پرداز ِ سیاسی می شوند را باید به فال نیک گرفت یا فال ِ دیگری ،اما آنهایی که حیطه ی مطالعاتی شان از "نیازمندی های همشهری " فراتر نیست و ازنظرشان محسن رضایی همان محسن رفیقدوست است و آنوقت به پر و پای من می پیچند که چرا به کروبی رای می دهی ، را جدا نمی فهمم ...
۴- و ارادت بسیار به دوستانی که هنوز سرمی زنند و می پرسند که نفس می کشیم یا خیر . مخلصیم رفقا . خوشحالم که تعدادتان کم است ولی عزیزید بسیار زیاد.
